
نظر یادتون نره


با تو بودن قصه شیرینی است
به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی
هر چه تاریکی در نداشتند و .....
ومن همچون غربت زدای در آغوش بیکران دریای
بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم
و میمانم تا ابد و تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار
غم را از وجودم بشوید
مهم نيست چند بهار در كنار هم زندگي كنيم
مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است
در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت:
همه ناگفته هاي مهر آميز يك عمر را در چند ثانبانوی
دریایی من بگوییم
اي كاش با خاطره ها زندگي نمي كرديم.

آنگاه که احساس لبریز می شود
کلمات جانی دوباره می گیرند
تا شاید
طنین دوست داشتن را در آیینه ی ذهن به تصویر بکشند
آن لحظه ای که نگاهم در چشمان آسمانی ات گره خورد
لحظه ای فراموش نشدنی خواهد بود
با اسمان ابی چشمانت ...ستاره ای
پر فروغ امید در درونم درخشیدن گرفت
از آن پس بی تو همیشه با تو هستم
سوار بر توسن خیال
سیاحت
در آسمان
در زمین
هر کجا که بخواهم و هر کجا که بخواهی...

واقعاً .......................................................... ؟!